بععععععله عرضم به حضورتون که مواظب باشین فقط قرار میذارین ... آمااارتون خراب نشه شاهرود کوچیکه دیگه .. من که خونه خالی رو پیشنهاد میکنم بهتوووووون
... البت ما که جزو این برنامه ها نیستیییم ... پیر شدیم دیگه موییی سفید کردیم از ما گذشته
... حالا بیخیال ... بوووووس یادتون نره جزو واجباته
............ یه چنتا عکس میزارم تو ادامه مطلب ببینین خیلی قشنگه ... خورااااااااکه

ادامه مطلب
به علت یه سری مسائل سیاسی و غیر سیاسی عکس خودمو ورداشتم
1. فرشاد : روح غضنفر شاد
2. فرناز : غضنفر ناز نكن
3. ياماها : بالاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها
4. عذاب : ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست
5. لوبيا : كوچولو بيا
6. نجيب : اين شلواره نه جيب داره نه زيپ
7. ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي ساختمون
8. جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم
9. لجن : ۴ ساله بابام با عموم اينا لجن
10. كيبورد : كيف من رو كي برد
11. سينا : ديشب رفتيم خونه عباس اينا
12. فرید و مجيد و حميد : شما ۲ نفريد به قرآن مجيد عين هميد
13. حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در زدم
14. آقا حيدر : ديشب اومدم در خونتون آقا هي در زدم هي در زدم
15. ستيز : The mobile set is off
16. توكيو : من غضنفر را دوست دارم تو كيو ؟
17. كوشش : شلوار من كوشش
18. كار و كوشش : شلوار كار من كوشش
19. وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم
20. ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين
21. كيشميش : من دايي غضنفرم تو كيش ميشي ؟
22. كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو چشمم
23. مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا
24. مناجات : منا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم
25. علي : صندلي
26. صداقت : الو الو صدا قطع شد
27. جاسوس : اينجا سوسك هم داره ؟
28. شمشير : فدات شم شيرتو خوردي ؟
29. خمپاره : شلوار من عيد غدير خم پاره شد
30. ابريشم : هوا ابريش هم خوبه
31. خرچنگ : كره خر چنگ نزن
32. شتر : شو تركي داري ؟ بده ما هم ببينيم
33. عدس : ديگه ا(ز) دست شما خسته شدم چه قدر جمله بسازم !!!؟
و باز هم یا حق ....

نشسته بود روی زمین و داشت یه تیکه هایی رو از روی زمین جمع می کرد
بهش گفتم : کمک می خوای ؟ گفت : نه
گفتم : خسته می شی ، خب بذار کمکت کنم
گفت : نه خودم جمع می کنم
گفتم حالا تیکه های چی هست ؟ بدجوری شکسته ، معلوم نیست چیه
!نگاه معنی داری کرد و گفت : قلبم ، این تیکه های قلبمه که شکسته ، خودم باید جمعش کنم
بعدش گفت : می دونی چیه رفیق ؟
آدمای این دوره زمونه دلداری بلد نیستن
وقتی می خوای یه دل پاک و بی ریا رو به دستشون بسپری
هنوز دستشون نگرفته میندازنش زمین و میشکوننش
...می خوام تیکه تیکه های قلبم رو بسپرم به دست صاحب اصلیش ، اون دلداری خوب بلده
آخه می دونی ، اون خودش گفته که قلبهای شکسته رو خیلی دوست داره
می خوام بدم بهش بلکه این قلب شکستم خوب بشه
تیکه های شکسته قلبش رو جمع کرد و یواش یواش ازم دور شد و من توی این فکر
که چرا ما آدما دلداری بلد نیستیم
...دلم می خواست بهش بگم : خب چرا دلت رو سپردی دست هر کسی ؟
!انگاری فهمید توی دلم چی گفتم ! برگشت و بهم گفت
:دلم رو به دست هر کسی نسپردم ، اون واسه من هر کسی نبود
..."
آره دوستای گلم ، اون واسه من هر کسی نبود "دختری با مادرش در رختخواب درد ودل می کرد با چشمی پر آب
گفت مادر حالم اصلا ً خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم روی دستت باد کردم مادرم
سن من از 26 افزون شده دل میان سینه غرق خون شده
هیچکس مجنون این لیلا نشد شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته بوی ترشی خانه را برداشته
مادرش چون حرف دختر را شنفت خنده بر لب آمدش آهسته گفت
دخترم بخت تو هم وا می شود غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن این همه شوهر یکی را تور کن
گفت دختر:مادر محبوب من ای رفیق مهربان و خوب من
گفته ام با دوستانم بارها من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بریک پسر مغزیابو خورده ام یا مغز خر؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر با سعید و یاسر و ایضا ً صفر
با سه تا شان رفته بودیم سینما بگذریم از ما بقیه ماجرا
یک سری ، هم صحبت یاسر شدم او خرم کرد، آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج قلی اصغر شله یک زمانی عاشق من شد بله
بعد هوتن یار من فرهاد بود البته وسواسی و حساس بود
بعد از این وسواسی پر ادعا شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم بعد مانی عاشق هانی شدم
بعد هانی عاشق نادر شدم بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او گفت ساکت شو دگر ای فتنه جو
گرچه من هم در زمان دختری روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آنکه تو را باشد یک پدر دل نمی دادم به هر کس این قدر
خاک عالم بر سرت، خیلی بدی واقعا ً که پوز مادر را زدی
ایشال... که هیچ دختری نترشه
به حق پنج تن الهی آمییین ..... خدایا مریضان را شفایه عاجل عنایت بفرماااا .... همه بگید الهی آمین
....... خدایا جوانان را به راه راست هدایت فرما ... الهی آمین ........... خدایا به اییییییین برکت <<<< سفره بده
..... خدایا ظهوور آقامونو نزدیک کن ... الهی آمین ...... پروردگارا مارا یاری فرما که بتوونیم پول قبض تلیییفون را هرچه زودتر پرداخت نماییم .....الهی آمیییین ...... بارلاهاااااا جوانان این مملکت بیکارند به آنها هم کار بده
............ خدایا دختر بد را نصیب پسر خوب و پسر بد را نصیب دختر خوب نگرداااان .... الهی آمییییین ..... خدایا بازم مشکل بی شوهری رو هرچه زودتر برطرف سااز و دختران دم بخت را نا امید مگردان ..... الهیییییی آمییییین >>>> من یقرمعه منقل چنقل پنقل فاته مع الصلوااات
...... یا حق
گفتند مبارکه و بعد هم يک صدا خوندند : گل به سر عروس يالا ...عروس داماد و ببوس
يالا ... سيندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسيد و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهاي سال به کوريه چشم زري و پري و صغرا خانم ، به خوبي و خوشي در کنار هم زندگي کردند و شونصد تا بچه به دنيا آوردند .... قصه ما به سر رسید کلاغه میگه غار غار
اثری جاودانه از امین لولو >>>> بر گرفته شده از کتابهایه سیندرلا با کفشهایه کتانی و من سیندرلا 18 سال دارم
یاااا حق

